بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
642
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
چينى هموار با آب فقط صلايه بسيار كنند و در ظرفهاى هموار درون پاك آنها را در ان آب بسيار بشويند و نه نشان كنند و آنچه سراب آنها باشد گرفته خشك سازند و به كار دارند شستن گل كه اندر ان اهك بود چنان است كه آن را در آب قليه آغشته كنند و يك شبانروز تقريبا بعده آن را مىجنبانند و در ظرفهاى پاك سراب آن مىگردانند پس خشك كرده به كار دارند شستن پولاد و آهن و مس چنان بود كه بمطرفه تنگ سازند و به آتش سرخ مىكنند و در بول گاو مىافگند چندانكه سحق قبول كند انگاه سحق كرده به كار دارند كشتن قلع و سرب هم بدين نوع بود و ليكن آنها را كمتر فائده يافتن تا نگذارند كشتن طلا و سرب چنان بود كه صفائح سازند و زاج سياه را به سركه بسرشند و بر هر دو روى آن طلا كنند و بدستور خلاص آتش دهند و بعده بردارند جمله سياه و سريع الانكسار و خشك گشته بود و آن را در آب نمك بشويند و سحق كرده به كار دارند نقره شستن كه آن را صفايح سازند و به سركه و كبريت بپالايند در بوته كوره زرگرى نرم نرم و بر او مىدمند مدتى چنانچه تافته شود و ليكن نهگذارند بدين فعل خشك و سريع الانكسار شود آن را به سركه بسيار بشويند و سحق كرده به كار دارند و آنچه در سحق هريك سابق گفته شد هم نوع در كشتن است ليكن اين طريق اولى بود كشتن سيماب چنان بود كه در بوته گرم مىكنند نيك اندكى گوگرد را بران مىپاشند و در چينى مىريزند و به مهر سحق و در آخر هم در چينى بر روى خاكستر گرم نهاده سحق مىكنند چندانكه تمام خاك شود و هيچ ريزه از ان نماند و اگر در اول با داروهاى خشك سوده در چينى كرده سحق مىكنند چندانكه با آنها تمام خاك مىشود هم نوعى از كشتن بود و اندكى آب و اشباه آن اندر ان كنند و صلايه مىكنند چندانكه آنها تمام خاك شود هم شايد كشتن خبث الحديد چنان بود كه آنچه آهن بود بگيرند و اندر آن كوره حدادى آن را چندين كرت بتابند و اندر سركه اندازند بعد از ان برو عصارهء نعناع مىافگنند آن مقدار كه ريزه ريزه شود و برفق و مراد اين تدبير كنند تا زود ريزه نشود و اگر اول در عرق شونيز كرده انگاه آن را همچنين سحق كرده به كار دارند كشيدن روغن بيخها دو نوع بود يكى آنكه نيمكوب كرده در آب بجوشانند بسيار انگاه آن را صاف كرده روغنى برافگنند و مىجوشانند نرم تا آب برود و روغن باز ماند و اين ضعيف بود ديگرى آنكه بيخها را نيم قطع سازند و در